دعا به جان شرکت !

دعا به جان شرکت !
حقیقت امر این است که سابقه این طنز به حدود ۲ سال پیش بر می گردد (بهمن۸۶) که در ان زمان در ستون طنز سایت درج شد که البته آن ستون به تشخیص برخی عزیزان! تعطیل شد !! حال و هوای این طنز عجیب به شرایط این روز های ملی مس ایران و معادن و فلزات نزدیک است !!
بد نیست برای فاصله گرفتن از حال و هوای بازار کمی هم به سراغ موضوعات تلخ و خنده دار آن برویم !
آقا این داستان مال چند وقت گذشته بود که با تموم شدن اوضاع و ختم به خیر شدن جریان ها ما هم تصمیم گرفتیم بالاخره اون رو بیان کنیم !
این روایت ،مربوط به شرکت معدنی ها و فلزی ها ست که اصلاً با اون شرکتی که شما فکر می کنید اولش توسعه داره و همین اصطلاحات هم در اون به کار رفته هیچ ارتباطی نداره ( بنده خدا بهت می گم فکر نکن ، ارتباط نداره ) !
شرکت مذکور با مشکلات زیادی مواجه می شود و مدیر عامل و تمامی دست اندرکاران به فکر فرو میروند تا راه حلی بیاندیشند .
شرکت معدنی ها و فلزی ها :
دفتر مدیر عامل :
حسن شیخ حسین آقا ،مدیر عامل شرکت ( ای بابا به جان خودم این اون نیست . بابا اون کم مو،! این بنده خدا کلی مو داره ) (در حالی که بر روی صندلی خود نشسته و شدیداً مشغول فکر کردن ) دائم با مو های سر خود بازی می کنه و هی حساب می کنه که قیمت مس بشه چقدر ؟ فلملی رشد می کنه !! که ناگهان فریاد ارشمیدوسی بر فغان میزنه که : یافتم ! یافتم !
ملیجک مدیر (همون منشی و مدیر دفتر دیگه ) به سرعت برق و باد به داخل دفتر می یاد می پرسه . :
- چی شده قربان ، چی رو یافتین . خریدار قندی رو ؟؟؟
حسن آقا می گه : نه بابا قندی چیه . راز موفقیت شرکت را یافتم . کلی فکر کردم . این تنها راه نجات ماست !
حسن آقا در حالی که یه کاغذ از روی میزش بر می داره می گه :
- این بخشنامه ای که می نویسم واسه همه لازم الاجراست !
و بعد شروع می کنه به نوشتن که متن زیر شرح کامل این بخش نامه است :
از : مدیر عامل شرکت عظیم معدنی ها و فلزی ها
جناب آقای دکتر حسن شیخ حسین آقا
به : کلیه کارکنان شرکت اعم از پرتفوی گردانی ، حسابداری ، تدارکات ، نمازخانه ، نظافت ، نگهبانی و …
موضوع :
دعا به جان شرکت
دوستان و همکاران ارجمند .
همگی شما از وضع کنونی شرکت با خبرید . ما چند وقت پیش کاری کرده ایم که خودمان هم گیج شده ایم . در این وضع حساس و این شرایط خطیر تمامی اعضا و ارکان هیئت مدیره فکر و فکور خود را روی هم ریخته و برای پیشبرد اهداف شرکت تصمیم گرفتند تا همه ی کارمندان و دست اندرکاران هم دل و هم قسم شویم تا شرکت را از این وضع نجات دهیم .
برای برون رفتاز این بحران طرحی از سوی بنده تهیه شده که برای تمامی کارمندان شرکت لازم الاجراست.
توضیح طرح :
تمامی کارمندان موظفند که صبح که ساعت ۷:۳۰ دقیقه به سر کار خود می آیند به مدت ۳۰ دقیقه برای پیشبرد اهداف کوتاه مدت ، میان مدت ، و بلند مدت شرکت دعا کنند . لازم به ذکر است که این دعا باید از ته قلب و با رضای کامل قلبی باشد .
متن دعا نیز به شکل زیر است :
۱- عمر مدیریت جناب آقای دکتر حسن شیخ حسن آقا را دراز بگردان تا ما از وجود ایشان بهره مند باشیم .
۲- اخباری مانند بهره مالکانه و پروانه بهره برداری را از سر شرکت های معدنی دور بگردان
۳- زلزله ای قوی در معادن مس شیلی اتفاق بیافتد تا قیمت مس به بیش از ۱۰ هزار دلار برسد .
در پایان باید خاطر نشان سازم که امیدواریم این راه حل ما را از بن بست کنونی بیرون ببرد .
یک هفته بعد : دفتر مدیر عامل
حسن آقا در حالی که نشسته و مشغول دعا کردن است نا گهان در باز می شود و ملیجک فریاد می زند .
- آقا به داد برسید . بیچاره شدیم . بهره مالکانه . زلزله … !!
شیخ حسن آقا : چی شده . زلزله چیه ؟ کجا زلزله اومده ! کی گفته بهره مالکانه ؟
- آقا به داد سهامدارا برسید . مجلس بهره مالکانه رو کرده ۵۰۰ میلیارد . آقا از اون مهم تر یه زلزله خفیف تو معدن سرچشمه اومده . همه فرار کردن . کسی حاضر نیست بره کار کنه. آقا اوضاع خیلی به هم ریخته است .
شیخ حسن آقا که از اعلام ناگهانی این اخبار شوکه شده بود ، ناگهان دچار حمله ی قلبی خفیف شده و بیهوش می شود .
بیمارستان :
شیخ حسن آقا در حالی که تازه به هوش آمده مدام از پرستار می خواهد که ملیجک خود را صدا بزند . پرستار هم با کلی ناز و عشوه و بعد از کلی خواهش حسن آقا ، ملیجک را می فرسته به ای سی یو .
شیخ حسن آقا : بگو ببینم . اوضاع از چه قرار ؟ ما که عوض نشدیم . !
- : نه قربان تازه همه ازشما تقدیر کردن که عجب مدیر به فکری بوده تا شنیده داشته غزل و می خونده .
شیخ حسن آقا : زبونتو گاز بگیر پسر . ببین یه کاغذ و قلم بیار می خوام یه بخشنامه جدید بنویسم .
حسن آقا شروع به نوشتن یه بخشنامه جدید می کنه که شرح آن به شکل زیر است :
از : مدیر عامل شرکت عظیم معدنی ها و فلزی ها
مدیر دلسوز و زحمتکش جناب آقای دکتر حسن شیخ حسن آقا
به : کلیه کارکنان شرکت اعم از پرتفوی گردانی ، حسابداری ، تدارکات ، نمازخانه ، نظافت ، نگهبانی و …
موضوع :
کسر حقوق از همه ی کارکنان !!
در بخشنامه قبلی آورده بودیم که دعا کنید اوضاع بهتر شود . از منابع آگاه خود در شرکت مطلع شدیم که کارکنان سخت مشغول دعا هستند و روزی نیست که دعا نکنند . اما نتیجه چه شد . ما افتادیم کنج مریضخانه ، سهام شرکت هم بدتر از ما .
در همین راستا دستور می دهیم که از تمامی کارکنان شرکت ۲ ماه حقوق کم شود تا دیگر دعای اشتباه نخوانند .
آخر کارمندی که معدن مس شیلی را از سرچشمه تشخیص نمی دهد به چه دردی می خورد . ای بر …
این نامه چندین و چند صفحه بود که ما به دلیل مسائل اخلاقی از چاپ کامل آن معذوریم .
(هدف فقط خنده بود ، امیدواریم کسی به دل نگیرد)


